ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
278
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
خدا اثبات جهت كرده وابطال اين لازم جز به دليل عقلي ممكن نيست زيرا ظاهر ادّلهء نقليّه مانند آيات قرآن دلالت بر اثبات جهت براي خدا مىكند وبه همين دليل امام ( ع ) در اثبات بطلان جهت ، دليل عقلي آورده است وبه آيات قرآن كريم استدلال نكرده است تا آنان كه از ظواهر آيات استفاده مىكنند ودر همه جا بودن خدا را به احاطهء علمي تعبير مىكنند ، آيهء كريمه الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى مانع نظر آنها باشد . در پاسخ مىگوييم : منظور از استوى در اين آية سلطهء قدرت وعلم است چنان كه در كتب كلام ذكر شده است . اين كه امام در استدلال جهت « فوق » را ذكر كرده است واز اعتقاد داشتن اين كه خدا در فوق قرار دارد بر حذر داشته به اين دليل است كه هر كس معتقد به جهت براي خدا باشد به دليل شرافت فوق خدا را به آن اختصاص مىدهد وقرآن كريم در آيهء ياد شده به جهت فوق اشاره كرده است ، پس شبيه در اثبات جهت فوق قويتر از بقيهء جهات بوده است وبه همين جهت حضرت آن را متذكّر شده است . ( 1166 - 1159 ) فرموده است : كائن لا عن حدث موجود لا عن عدم كائن در عبارت فوق اسم فاعل كان است وكان در لغت به سه صورت استعمال شده است . 1 - كان به صورت فعل ماضي افادهء حدث وزمان مىكند ، اين كان در عرف علماى نحو كان تامّه ناميده مىشود مانند : إذا كان الشتاء فادفئونى « 28 » . در اين مصرع كان به معناى حدث ووجد آمده است . 2 - كان تنها بر زمان دلالت كند وبراي دلالت بر حدث نيازمند خبري باشد تا معناى آن را كامل كند . در عرف دانشمندان نحو اين كان را ناقصه مىگويند و
--> ( 28 ) هر گاه زمستان فرا رسد مرا گرم كنيد .